السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
32
تفسير الميزان ( فارسي )
منزه دانسته ، و فرموده : ( سُبْحانَ اللَّه عَمَّا يَصِفُونَ ، إِلَّا عِبادَ اللَّه الْمُخْلَصِينَ ، خدا منزه است از آنچه توصيفش مىكنند ، مگر بندگان مخلص او ) ، « 1 » و در كلام مجيدش هيچ جا اين اطلاق را مقيد نكرده ، و هيچ جا عبارتى نياورده كه حكايت كند حمد خدا را از غير خدا ، بجز عده اى از انبياء مخلصش ، كه از آنان حكايت كرده كه حمد خدا گفتهاند ، در خطابش به نوح ع فرموده : ( فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّه الَّذِي نَجَّانا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ، پس بگو حمد آن خدايى را كه ما را از قوم ستمكار نجات داد ) ، « 2 » و از ابراهيم حكايت كرده كه گفت : ( الْحَمْدُ لِلَّه الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَإِسْحاقَ ، « 3 » سپاس خدايى را كه در سر پيرى اسماعيل و اسحاق را به من داد ) و در چند جا از كلامش به رسول گراميش محمد ( ص ) فرموده : كه ( وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّه بگو الحمد للَّه ) ، « 4 » و از داود و سليمان ع حكايت كرده كه : ( وَقالا الْحَمْدُ لِلَّه گفتند : الحمد للَّه ) « 5 » و از اهل بهشت يعنى پاكدلانى كه از كينه درونى ، و كلام بيهوده ، و فسادانگيز پاكند ، نقل كرده كه آخرين كلامشان حمد خدا است ، و فرموده : ( وَآخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ ) . « 6 » و اما غير اين موارد هر چند خداى تعالى حمد را از بسيارى مخلوقات خود حكايت كرده ، و بلكه آن را به همه مخلوقاتش نسبت داده ، و فرموده : ( وَالْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ ) ، « 7 » و نيز فرموده : ( وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِه ) ، « 8 » و نيز فرموده : ( وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه ، هيچ چيز نيست مگر آنكه خدا را با حمدش تسبيح مىگويد ) . « 9 » الا اينكه بطورى كه ملاحظه مىكنيد همه جا خود را از حمد حامدان ، مگر آن عده كه گفتيم ، منزه ميدارد ، هر جا سخن از حمد حامدان كرده ، حمد ايشان را با تسبيح جفت كرده ، و بلكه تسبيح را اصل در حكايت قرار داده ، و حمد را با آن ذكر كرده ، و همانطور كه ديديد فرموده : تمامى موجودات با حمد خود او را تسبيح مىگويند . خواهى پرسيد چرا خدا منزه از حمد حامدان است ؟ و چرا نخست تسبيح را از ايشان حكايت كرده ؟ مىگوييم براى اينكه غير خداى تعالى هيچ موجودى به افعال جميل او ، و به جمال و كمال افعالش احاطه ندارد ، هم چنان كه به جميل صفاتش و اسماءش كه جمال افعالش ناشى از جمال آن صفات و اسماء است ، احاطه ندارد ، هم چنان كه خودش فرموده : ( وَلا يُحِيطُونَ بِه عِلْماً ، احاطه علمى به او ندارند ) . « 10 »
--> 1 - سوره صافات آيه 160 2 - مؤمنون آيه 28 3 - سوره ابراهيم آيه 39 4 - سوره نمل آيه 93 5 - سوره نمل آيه 15 6 - سوره يونس آيه 10 7 - شورى آيه 5 8 - سوره رعد آيه 13 9 - سوره اسراء آيه 44 10 - سوره طه آيه 110